منو

بررسی «قصه ها و افسانه ها» لئوناردو داوینچی

درباره کتاب «قصه ها و افسانه ها» نوشته لئوناردو داوینچی با ترجمه لیلی گلستان یا آنچه در مورد قرون وسطی می خواستید بدانید، ولی خجالت می کشیدید بپرسید.

هفته نامه کرگدن – آرش سالاری: درباره کتاب «قصه ها و افسانه ها» نوشته لئوناردو داوینچی با ترجمه لیلی گلستان یا آنچه در مورد قرون وسطی می خواستید بدانید، ولی خجالت می کشیدید بپرسید.

«قصه ها و افسانه ها» مجموعه ای کوچک از داستان های کوتاه منسوب به لئوناردو داوینچی است که چند سال پیش برونو ناردینی از میان منابع دست دوم آن ها را گردآوری و احیانا ترجمه و بازنویسی و چند سال بعد هم لیلی گلستان به فارسی ترجمه و منتشر کرده است. این کتاب مواجهه ای نزدیک و بی پرده است با روش تفکر اخلاقی قرون وسطی در آخرین دورانش قبل از اتصال به رنسانس، آن هم در اثری تربیتی، مواجهه ای که می تواند در قالب چند درس ساده رخ بدهد؛ به سادگی خود کتاب.

اولین درس درباره خود درس دادن است. تک تک قصه ها به واضح ترین شکل پیامی اخلاقی درباره تمام اصول اخلاقی قرون وسطایی دارند: از تواضع و احترام به بزرگ تر تا قبول تقدیر.
بررسی «قصه ها و افسانه ها» لئوناردو داوینچی
آن هم بدون این که جایی برای اشاره و ظرافت و تکیه بر قصه باشد. آن قدر که در اکثر موارد حتی دل داوینچی- یا راوی منبع دست دوم- به همین مقدار هم رضایت نداده و پیام اخلاقی قصه در انتها دوباره صراحتا تکرار می شود: «برای بچه های متواضع این قصه را تعریف کنید تا بدانند پیروزی همیشه از آنِ فروتنان است.»
درس دوم درباره تقدیر و عوض نشدن چیزهاست: روباهی که در هر صورت دشمن زاغ خواهدبود و حتی مرده اش هم باز دشمن است و زاغ قصه را به شکل فجیعی می کشد یا عنکبوتی که می خواهد خانه اش را عوض کند و هوس می کند در خانه آدمیزاد لانه پیدا کند و قاعدتا او هم به شکل فجیعی کشته می شود. مانند درخت هلویی که دلش می خواهد اندازه درخت گردو میوه بدهد و او هم به شکل فجیعی زیر بار میوه اش له می شود و می میرد. و این مهمترین درسی است که بچه ها در قرون وسطی باید یاد می گرفتند: چیزها هستند، عوض نمی شوند.
درس سوم درباره طبیعت خشن جهان است. هیچ حکایتی نیست که در آن ندامت و پشیمانی شخص خطاکار فایده داشته باشد. همیشه اولین اشتباه، آخرین اشتباه است و کلا از حیوانات تا درختان و حشرات همه در آخر قصه ها به شکل فجیعی له و کشته و نابود می شوند. در قرون وسطی جهان بیش از حد راه خودش را می رفت و امکان بازگشت نداشت و البته که این درست عبرت بهتری برای مخاطب بود.
درس چهارم درباره حرف زدن از چیزهایی است که از آن تصوری نداریم: در قرون وسطی کاملا می شد که شما از چیزی خبر نداشته باشید، ولی بتوانید در مورد آن صحبت علمی کنید، چون علم در آن زمان بیشتر با فکرکردن به دست می آمد تا با مطالعه خارج. پس می شد این طوری در مورد شتر حرف زد، به خصوص که کسی هم نمی توانست برود چک کند: «شترها اگر مال عربستان باشند یک کوهان و اگر آسیایی باشند دو کوهان بر پشت دارند. آن ها همان قدر که در جنگیدن سریع هستند، به همان اندازه در حمل بار، حیوانات مفیدی اند.» و وقتی که این قدر وضعیت هر کی به هر کی است، حتی می شود با جزییات بیشتری در مورد فیل ها حرف زد: «فیل ها بسیار محتاط، وفادار و درستکارند و به آداب و رسوم و سنت هم توجه دارند…»
درس پنجم درباره نبوغ است: چیزی که می تواند نشانه تعلق واقعی قصه ها به داوینچی باشد. به علاوه این مسئله تاکید دیگری بر نبوغ کلی جاری در قرون وسطی دارد؛ ایده های ظریفی که آدم های آن زمان کشفشان می کردند. قصه ها نیز متنوعند؛ از قصه گفتن در مورد رابطه یک موش و صدف تا خط داستانی شگفت انگیزی در مورد پرنده مادری که به خاطر آزادی فرزندانش را می کشد. در همه این ها رگه هایی درخشان از نبوغ بدوی است که ممکن است مغفول بمانند میان سادگی موضوع قصه ها و پیام های اخلاقی احمقانه شان. دقیقا مانند باقی چیزهای درخشان قرون وسطی.
و ده ها درس ریز و درشت دیگر که می توان از کتاب کوچک منسوب به داوینچی گرفت، اگر بتوان آن را به شکل درستش خواند. کتابی که نویسنده اش مطلقا اهمیت ندارد که داوینچی باشد یا هر کس دیگری و تنها عنصر مهمش روایت آیینه گونی است که از جهان اخلاقی قرون وسطی به دست می دهد و اتفاقا هرچه بیشتر هم از داوینچی نباشد و صرفا قصه های فرهنگ عامه آن زمان باشد، ارج و قربش بیشتر خواهد بود. آن هم به دلیل دسترسی هایی که به آن جهان مطرود و بدنام می دهد؛ به شگفت انگیزترین ابعادش.

منبع

دسته بندی ها: هنر

دیدگاه ها