منو

سامانه‌درمانی

سامانه‌درمانی

کمک گرفتن از مردم و مشارکت آنها با دولت و مسوولان لازمه پیشرفت و توسعه کشور است. اما زمانیکه مشارکت مردم با واگذاری یا به عبارت دقیق‌تر رها کردن امور به عهده مردم یکسان انگاشته شود، کار کمی سخت می‌شود و نتیجه آن می‌شود که امروز مصادیقش پیش چشمان ماست.

نمونه‌اش موسسات مالی غیرمجاز هستند که در گوشه و کنار شهر تابلو زدند و تبلیغات کردند و اعتماد مردم را جلب کردند و کار که از کار گذشت، مسوولان پا به میدان گذاشته و هشدارها شروع شد. بماند که اکنون هم گفته می‌شود «مردم خود مراقب باشند جایی که سود غیرمتعارف می‌دهد، حتما مساله‌دار است.»

اما ظاهرا برخی مسوولان به جای تنزل مسوولیت خود به “گفتاردرمانی” و “هشداردرمانی” به فرمول جدیدی رسیده‌اند به نام “سامانه‌درمانی”. چند مثال:

۱- سیم‌کارت‌های بی‌هویت که به شکل فله‌ای در بازار عرضه شد، از همان ابتدا با انتقاد رسانه‌ها همراه شد که چه نشسته‌اید که این معضل می‌تواند بحران‌ساز شود. کسی اما توجهی نکرد و گذشته از مزاحمت‌های مرسوم برای مردم، موج موج پرونده روی دست پلیس و قوه قضاییه افتاد و این معضل که تقریبا در هیچ کجای دنیا مشابه آن را نمی‌توان یافت، گریبان‌گیر نهادهای مختلف شد. کمی بعد اما سامانه‌ای ساخته شد و از مردم خواسته شد، خود مراقب باشند و هر چند روز یکبار به سامانه‌ای مراجعه کنند تا مسوولیت‌های قانونی و حقوقی ناشی از ثبت سیم‌کارت به نام‌شان متوجه آنها نشود. بعد هم که سوال شد این چه کاریست و تکلیف آنها که سیم‌کارتی برای استعلام ندارند چیست؟ پاسخی نیامد.
۲- پیامک‌های تبلیغاتی سال‌هاست که امان مردم را بریده است و هزاران گزارش و انتقاد در رسانه‌ها منتشر شده و می‌شود. بعد از این همه سال باز هم سامانه‌ای ساخته شد و از مردم خواسته شده، خود هر روز شماره‌هایی که پیامک تبلیغاتی ارسال می‌کنند را اعلام کنند تا مسوولان بررسی و اقدام احتمالی را به عمل آورند.
۳- سال‌هاست که قاچاق تلفن همراه میلیاردها تومان زیان به کشور وارد می‌کند. در این مورد نیز به جای شناسایی عوامل قاچاق و عرضه‌کنندگان آن، کار را به عهده مردم گذاشتند و سامانه‌ای ساخته شد تا مردم خود هر گوشی نو و کهنه‌ای که می‌خرند، اطلاعات مربوطه را وارد کنند و به این ترتیب سردرگمی، مصائب و مشکلات احتمالی به عهده خود ایشان رها شد و مسوولان هم نظاره‌گر شدند.
۴- سال‌هاست که قرار است ترافیک داخلی اینترنت از ترافیک بین‌الملل تفکیک شود تا هزینه استفاده مردم از سایت‌های داخلی پایین بیاید. اکنون اما می‌گویند سامانه‌ای به این منظور طراحی شده تا هر کس می‌خواهد مشمول برخورداری از تخفیف‌ها شود، خود به شکل دستی اطلاعات مورد نیاز را وارد کند.

همانطور که ملاحظه می‌شود مردم در مقابل سواستفاده‌های ناشی از ثبت سیم‌کارت‌های بی‌هویت به نام ایشان، پیامک‌های تبلیغاتی، قاچاقچیان موبایل و بهره‌مندی از تخفیف‌های اینترنتی مسوول شده‌اند و برای اجرای بهتر این طرح‌ها از مشارکت مردم استفاده شده و امور مذکور به عهده آنها واگذار (بخوانید رها) شده است.

سامانه‌درمانی اما چند فایده دارد، نخست آنکه پرونده‌های سال‌ها باز به زعم مسوولان بسته شده و از این بابت احتمالا باید مورد تقدیر هم قرار گیرند. دوم آنکه اگر یکی از این طرح‌های سامانه‌ای به نتیجه نرسید، مقصر خود مردم و کوتاهی آنها قلمداد می‌شود!

اینگونه و با این فرمول که پیش می‌رویم، مسوولان مبدع این طرح‌ها آیا می‌پسندند که مثلا پلیس و نهادهای مشابه نیز در پاسگاه‌ها و پادگان‌ها بنشینند و امنیت مردم و کشور را به حال خودشان گذاشته و سامانه‌ای طراحی کنند که خود مردم اقدامات، تخلفات و تحرکات مشکوک را در سامانه وارد کنند و اگر چنین نکردند، مسوول ناامنی کشور و زیان‌های وارده، خودشان هستند؟!

آیا نارضایتی‌ها، ناامیدی‌ها و اعتراضات امروز در جامعه، نتیجه همین سلب مسوولیت‌ها و واگذاری (رهاسازی) امور به عهده خود مردم نیست؟ (منبع:عصرارتباط)

منبع

دسته بندی ها: دیگر مطالب

دیدگاه ها