سرگیجه در دنیای بازی های سریالی

به گزارش ای ماسیس :

استودیوی «تل تیل» آمده بود تا داستان دیگران را آن طور که می پسندید بازگو کند و موفق شد. عرضه سریالی بازی ها، ساخته های تل تیل را شبیه به سریال می کرد تا هر چه بیشتر بتواند با داستان و جادوی بازی هایش ما را تحت تاثیر قرار دهد.

هفته نامه چلچراغ – نیما امامی: تا به حال شده موقع نوشتن یک داستان یا ساخت یک فیلم به جای دنبال کردن ایده های خودتان، آثار دیگران را بگیرید و آن ها را آن طور که می خواهید، تغییر دهید و بازگو کنید؟ سال هاست که در تمامی زمینه های سرگرمی، هنرمندان به دنبال ایده های جدید و ناب هستند؛ همین اتفاق در سرزمین رویایی بازی نیز روی داده بود و استودیوها می خواستند عناوینی تازه را ارائه کنند تا این که استودیویی آمد و با گرفتن داستان «مردگان متحرک» و روایت خاص خودش از این دنیا توجه ها را جلب کرد و دل بازی بازان را به چنگ آورد.
استودیوی «تل تیل» آمده بود تا داستان دیگران را آن طور که می پسندید بازگو کند و موفق شد. عرضه سریالی بازی ها، ساخته های تل تیل را شبیه به سریال می کرد تا هر چه بیشتر بتواند با داستان و جادوی بازی هایش ما را تحت تاثیر قرار دهد.
بیشتر بازی ها جوری ساخته می شوند که شما یک داستان را از ابتدا تا انتها طی می کنید و در روند آن نمی توانید تاثیری بگذارید، البته عناوینی در سبک نقش آفرینی این اجازه را به بازی باز می دهند، ولی با عرضه اولین ساخته تل تیل معلوم شد که این بازی کوچک، داستانی وسیع را در نظر گرفته و از شما می خواهد تا با رفتار و گفتارتان آن را روایت کنید. این حرکت به قدری زیبا و هنرمندانه کار شده بود که بعضی از تلاش های ناموفق در این زمینه را از یادها فراموش کرد.
تل تیل کارش را با کامیک مردگان متحرک شروع کرد و پس از آن رفت به سمت کامیک های «فیبل» (Fable. تل تیل از این سری کامیک، بازی ای بیرون کشید به نام «گرگی میان ما» که به جرئت می توان آن را هنری ترین بازی تاریخ دانست.

تل تیل در انتخاب سوژه هایش محدودیتی قائل نیست؛ اگر بخواهد، می تواند داستان و ایده یک بازی را دست مایه خود کند- داستان هایی از سرزمین مرزی- تا یک شاهکار خلق کند، یا یک سریال محبوب به نام «بازی تاج و تخت» را تبدیل به یک بازی کرده و با تزریق یک خاندان جدید به داستان اصلی و ربط دادن آن به شخصیت های اصلی سریال تمامی مخاطبان سریال یا بازی ها را میخکوب کند.

جادوی تل تیل چیست که آن را این قدر محبوب و موفق کرده است؟ چرا وقتی تل تیل اعلام می کند می خواهند یک داستان جدید را تبدیل به بازی فوق العاده کنند، همه هوش از سرشان می رود؟ رمز موفقیت تل تیل در نحوه روایت داستان و شخصیت هایی است که به هنرمندی هرچه تمام وارد بازی هایش می کند.
سرگیجه در دنیای بازی های سریالی
تل تیل می آید مواد اولیه را آماده از دیگران می گیرد، آن ها را آن طور که دوست دارد با هم ترکیب می کند، موادی را خودش اضافه و کم می کند. به همین سادگی آن ها یک شاهکار خلق می کنند که قدم به قدمش بازی باز را دیوانه کرده و مغزش را به کار می اندازد تا بتواند تمامی جنبه های حرکاتش را بسنجند و بی محابا پیش نرود.
شما در یک قسمت لطفی در حق کسی می کنید و این لطف شما چندین قسمت بعد اثر خودش را نشان می دهد. اوج ظرافت کار تل تیل و شما این جا خودش را تمام و کمال نشان می دهد.
شاید این کار به نظر ساده بیاید، ولی تل تیل در عین این که به داستان اولیه پای بند می ماند، اما یک موضوع جدید را خلق می کند. ساخته های این استودیو گرافیکی خاص درند، بهترین داستان ها و شخصیت ها را دارند، در بازی هایش شما تعیین می کنید که شخصیت اصلی چه بگوید و چه کند، ولی گیم پلی خاصی را مشاهده نمی کنید. تنها چند دکمه زنی ساده که به خاطر فضاسازی خاصی که صورت می گیرد، آن هم نفستان را می برد.
تل تیل یک داستان را شروع می کند، آن را قسمت به قسمت عرضه کرده و مخاطبش را مدت ها درگیر می کند. شخصی که بازی را شروع می کند، برای تجربه ادامه دنیایی که دیده، یک ولع بزرگ را احساس می کند. همان طور که گفتم، بازی های این استودیو شبیه به سریال هستند. شما قسمت ها را می بینید و لذت می برید که ناگهان متوجه می شوید یک فصل تمام شده و باید مدت ها برای دیدن دوباره آن شخصیت های دوست داشتنی صبر کنید.
تل تیل استودیویی است که که توانسته به زیبایی هر چه تمام دنیای بازی ها را با هنر داستان نویسی و فیلم سازی مرتبط کند. با داستان «چارلی و کارخانه شکلات سازی» آشنا هستید؟ کارخانه ای که شکلات هایی بسیار خوش مزه تولید می کند و همه آن را دوست دارند. رمز طعم خاص و فوق العاده شکلات ها در جادوی افرادی است که آن جا کار می کنند و با ستفاده از آن ها می توانند چنین شکلات هایی درست کنند. شاید بتوانیم تل تیل را به آن کارخانه تشبیه کنیم، وگرنه چگونه امکان دارد تمامی آثاری که این تیم کوچک می سازد، محشر باشد؟
این استودیو هرچه هست و کارکنانش هر که هستند، فوق العاده اند و می توانند کسانی را که از بازی ها انتظار یک داستان جذاب دارند، به شدت راضی کنند. اگر حتی بازی باز هم نیستید، پیشنهاد می کنم ساعتی از روز را به ساخته های تل تیل اختصاص دهید تا با دنیای جدید بازی ها آشنا شوید و اوج هنر داستان سرایی را با تمام وجود احساس کنید.

ساخته های استودیوی تل تیل

«مردگان متحرک»
The Walking Dead
شاید اکثر شما از طریق سریال با دنیای «مردگان متحرک» آشنا باشید، اما باید بدانید که داستان اصلی این مجموعه به کامیک ها بر می گردد. سال ها پیش آقای رابرت کرک من دنیایی آخرالزمانی خلق کرد و توانست طرفداران کامیک ها را با خود همراه کند. مدتی بعد با ساخته شدن سریالی اقتباس شده از این دنیا، طرفداران زامبی های مردگان متحرک میلیون ها نفر شدند تا این که تل تیل تصمیم گرفت بازی ای براساس این کامیک بسازد.
بازی ساخته و قسمت اول آن عرضه شد تا مخاطبان بازی ها با یک استودیوی تازه نفس و خوش ذوق آشنا شوند. تل تیل در دنیای سرد و بی رحم مردگان متحرک توانست داستانی گرم را خلق کند؛ داستانی که یک مرد و دختربچه ستارگان آن بودند و رابطه پدر و فرزندی این دو غریبه همه را تحت تاثیر قرار می داد. تل تیل به شما آزادی داده بود تا بتوانید در این دنیا تصمیم بگیرید چه کسی جانش را فدای هدف اصلی گروه کند و چه کسی همراهتان باقی بماند.
تل تیل شاهکار ساخته بود؛ شاهکاری که باعث شد بازی اش به عنوان بهترین بازی سال انتخاب شود. این بازی به قدری خوب بود که تل تیل دو فصل از آن را ارائه کرد و فصل سوم آن نیز تا مدتی دیگر عرضه می شود. حال دختربچه داستان ما، «کلمنتاین» (Clementine)، بزرگ شده و آماده است تا آینده خود و دیگران را در دستانش بگیرد و تلاش کند که دوستانش از چنگ زامبی ها و دیگر گروه های مردمی در امان باشند. زشتی و پلیدی دنیای مردگان متحرک در این جا نیز حضور دارد، ولی تل تیل این زشتی را با عشق ترکیب کرده و نتیجه بسیار جذاب از آب درآمده است.
مدتی قبل تل تیل بازی ای به همین نام عرضه کرد، ولی این بار به جای شخصیت های خودش به سراغ «میشون» (Mishone)، شخصیت سریال و کامیک مردگان متحرک، رفت تا طرفداران بتوانند با پیش زمینه داستانی این شخصیت و اتفاقاتی که برایش افتاده، بیشتر آشنا شوند. این بازی سه قسمتی و کوتاه تنها جهت راضی کردن منتظر فصل سوم مردگان متحرک عرضه شده بود، ولی توانست خلا سریال در پیش زمینه را به خوبی پر کند.
سرگیجه در دنیای بازی های سریالی

«گرگی میان ما»

The Wolf Among Us
تل تیل در دومین تلاشش بعد از موفقیت های بی شمار مردگان متحرک به سراغ کامیک های «فیبلز» (Fables) رفت؛ کامیکی که شخصیت های انیمیشن های کودکی ما چون «دیو و دلبر»، «سفیدبرفی» و دیگران را در دنیای امروز و بنی مردمان عادی قرار داده است و مشکلات روزمره شان را به تصویر می کشد. در این میان گرگ داستان «شنل قرمزی» که از کرده های پیشین خود پشیمان است، در این دنیا و زندگی جدید کلانتر شده و سعی می کند قهرمان داستان های قدیم رادر امنیت نگه دارد.
شاید این چند خط باعث شده فکر کنید با یک دنیای فانتزی رو به رو هستید، اگر این گونه هستید، بدانید که سخت در اشتباهید، چرا که داستان های فیبلز یکی از جدی ترین و فوق العاده ترین داستان های کامیک ها هستند. تل تیل از دنیای فیبلز بازی ای بیرون کشید که به جرئت می توان بهترین ساخته شان دانست؛ داستانی عمیق و فوق العاده، شخصیت های آشنا و محبوب و گیم پلی ای جذاب و نفس گیر در این بازی گرد هم آمدند و عنوانی ساختند قابل احترام که سال ها با مخاطبانش باقی می ماند. هنوز هم گاهی که بحث بازی پیش می آید، همه در مورد داستان و پایان گرگی میان ما ساعت ها بحث می کنند و طرفدارانش بی صبرانه منتظرند تا دومین فصل آن را تجربه کنند.
سرگیجه در دنیای بازی های سریالی

«داستان هایی از سززمین های مرزی»

Tales from the Borderlands
تل تیل این بار به سراغ داستان و دنیای یک بازی رفت تا با استفاده از آن ها ساخته خوش را آماده کند؛ دنیای دیوانه و مریض سرزمین های مرزی به کمک تل تیل آمده بود تا بعد از دو فصل غمگین مردگان متحرک و یک فصل خشمگین گرگی میان ما کمی رنگ و طنز را به ساخته هایش وارد کند. به محض شروع این بازی با سرعتی دیوانه کننده درون داستان گسترده بازی پرت می شوید و با شخصیت های دوست داشتنی آن آشنا می شوید.
در این میان نیز موسیقی به کمک گروه کوچک بازی می آید و شما را عاشق آن ها می کند.
در داستان هایی از سرزمین های مرزی شما با یک اسلحه شش لول کوچک و حس شوخ طبعی تان در مقابل سیل عظیمی از دشمنان قرار می گیرید و در کمال تعجب پیروز هم می شوید. (گفتم که، سرزمین های مرزی دیوانه است!) در این بازی تل تیل برای اولین بار دو شخصیت را وارد داستان کرد تا بتواند از دو زاویه متفاوت روایت گر وقایع بازی باشد و باید گفت در این زمینه هم کاملا موفق بود. این بار نیز تل تیل توانست با ساخته اش بسیار موفق شود و طرفدارانش را بیشتر کند.
سرگیجه در دنیای بازی های سریالی

«بازی تاج و تخت»

Game of Thrones
یقینا سریال «بازی تاج و تخت» را دیده اید و کتاب هایش، یعنی «نغمه آتش و یخ» (Fire and Ice of Song A) را هم یا خوانده یا در موردشان شنیده اید. در حالی که این مجموعه در حال تصاحب دنیای سریال های تلویزیونی است، تل تیل به سراغ این دنیا رفت و جادویش را با آن ترکیب کرد تا «بازی تاج و تخت» در دنیای بازی ها نیز عنوانی فوق العاده و در خور نامش داشته باشد.
تل تیل به شخصیت های سریال یک خاندان جدید به نام فراستر (Forrester) را اضافه و داستان را از ادامه فصل دوم سریال ادامه داد. نتیجه این کار عنوانی بود که در شش قسمت عرضه شد و علاقه مندان این مجموعه را به دل دنیای وستروس برد تا بتوانند برای بقای خود و خاندان فارستر بجنگند.
فکرش را بکنید بروید به «سرزمین هفت پادشاه» و با تیریون لنیستر برای معامله ای به پای میز مذاکره بنشینید، تصور کنید به «دیوارم بروید و بین نگهبانان شب با جان اسنو هم کلام شوید و او را برادر خود بنامید، در نظر بگیرید با کلیسی دیداری داشته باشید و در این میان اژدهایان او وارد شوند و شما از ترس بر جایتان میخکوب شوید. به تمام موارد قبل این امکان را که مسیر داستان با انتخاب و حرف های شما تغییر می کند، اضافی کنید تا بدایند با چه چیزی طرف هستید. هنر تل تیل همین است.
سرگیجه در دنیای بازی های سریالی

«ماین کرفت داستانی»

Minecraft: Story Mod
این بار تل تیل یک چالش را انتخاب کرد. این بار آن ها به سراغ ایده ای رفتند که تنها یک دنیا بهشان می داد و شخصیت و پیش زمینه داستانی ای پشت آن نبود. تل تیلی ها به سراغ ماین کرفت و دنیای وسیع آن رفتند. آن ها به سراغ این دنیا رفتند تا آزاد و رها از بندهای کارهای دیگرشان به پرورش داستان خود بپردازند.
مخاطبان میلیون ماین کرفت تنها به این دلیل به انجام بازی می پردازند که می توانند در دنیایش به ساخت و ساز هر چه دوست دارند، مشغول شوند و خلاقیتشان را در آن به نمایش بگذارند. حال خلاقیت تل تیلی ها به جای یک سازه بزرگ یک داستان و بازی بود که موفق هم ظاهر شده است. کسی نمی توانست ماین کرفت را داستانی تصور کند، ولی باز تل تیل غیرممکن ها را ممکن و بازی ای خوب را به مخاطبانش ارائه کرد.
سرگیجه در دنیای بازی های سریالی

دیگر ساخته های تل تیل

تل تیل به شدت مشغول است. آن ها در حال ساخت بازی ای اقتباس شده از «بتمن» هستند و می خواهند با داستان سرایی فوق العاده شان ما را با جنبه های شخصیتی بروس وین آشناکنند. مام طرفداران بتمن بی صبرانه منتظرند تا بتوانند این عنوان را تجربه کنند و ببینند این بار استودیو داستان گو چه خواهدکرد.
فصل سوم مردگان متحرک نیز در حال ساخت است، فکر دیدن دوباره کلمنتاین بسیار زیباست. فصل ها بعدی بازی تاج و تخت و گرگی میان ما نیز باید ساخته شود و عنوان ها و ایده های جدیدی را نیز که به ذهن نوابغ این استودیو می آید، نباید فراموش کرد.
مادامی که تل تیل به ساختن شاهکارهایش ادامه دهد، ما نیز راضی هستیم وقت و پولمان را در اختیارشان قرار می دهیم.



لینک منبع

مهرداد

علاقه مند به حوزه دیجیتال ، امنیت و راه کارهای تجارت الکترونیک

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *