منو

نظرات جنجالی «جلال الدین فارسی» درباره «امام موسی صدر»

هفته گذشته خبرگزاری فارس گفتگوی نسبتا مفصل و جنجالی با جلال الدین فارسی – چهره حاشیه ای سال های اخیر – منتشر کرد. فارسی در این گفتگو ادعاهای عجیبی درباره امام موسی صدر مطرح کرد که واکنش های مختلفی به دنبال داشت و باعث شد سرنوشت و پرونده امام موسی صدر بار دیگر مورد توجه محافل و فعالان سیاسی قرار گیرد.

روزنامه سازندگی – بیژن مومیوند: هفته گذشته خبرگزاری فارس گفتگوی نسبتا مفصل و جنجالی با جلال الدین فارسی – چهره حاشیه ای سال های اخیر – منتشر کرد. فارسی در این گفتگو ادعاهای عجیبی درباره امام موسی صدر مطرح کرد که واکنش های مختلفی به دنبال داشت و باعث شد سرنوشت و پرونده امام موسی صدر بار دیگر مورد توجه محافل و فعالان سیاسی قرار گیرد.

دفاع فارسی از قذافی

اولین ادعایی که جلال الدین فارسی در این گفتگو درباره امام موسی صدر مطرح می کند این است که «آقای موسی صدر قبل از پیروزی انقلاب که من در لبنان حضور داشتم، انقلابیون دور من بودند نه دور او.» برای بررسی و فهم بهتر این ادعا لازم است نگاهی به چگونگی حضور این دو در لبنان داشته باشیم.

سید موسی صدر اواخر سال ۱۳۳۸ به توصیه آیات عظام بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین، وصیت علامه سید عبدالحسین شرف الدین رهبر فقید شیعیان لبنان را پذیرفت و به عنوان جانشین ایشان به لبنان مهاجرت کرد. پس از رفتن از ایران، مجلس شیعیان لبنان را تاسیس کرد. از جمله اقدامات مهم صدر در لبنان طرح موضوع گفتگوی ادیان و تقریب مذاهب در این کشور چند فرهنگی بود و از نخستین روزهای ورود به لبنان با طرح شعار «گفتگو، تفاهم و هم زیستی» روابط صمیمانه ای را با علمای سنی و مسیحی لبنان بنیان گذاشت.

جلال الدین فارسی که اصالتا افغانی است، اما متولد مشهد، بعد از سقوط دولت مصدق که نهضت مقاومت ملی تشکیل شد، در جلسات نهضت مقاومت مشهد تدریس کتاب «نهضت های انبیاء» و «تکامل مبارزه ملی» را تدریس می کرد تا این که در سال ۳۸-۳۷ به تهران آمد تا در فعالیت های سیاسی و فرهنگی مشارکت فعال تری داشته باشد. در اوایل دهه ۳۰ کتاب «طبایع الستبداد» عبدالرحمان کواکبی را ترجمه کرد که هیچ گاه چاپ نشد و صرفا در جلسات نهضت مقاومت برای جوانان حاضر آن را می خواند.

فارسی در سال ۱۳۳۹ به صورت غیرقانونی به عراق رفت و پس از آن که چند ماه تحت نظر بود تا پناهندگی سیاسی بگیرد، موفق به گرفتن آن شد. پس از مدتی از عراق به سوریه و لبنان رفت. در سوریه توانستبا نماینده دولت جمال عبدالناصر که فعالیت های انقلابی کشورهای منطقه را هدایت می کرد تماس بگیرد. فارسی اوایل سال ۴۰ به ایران بازگشت که دستگیر شد و تا شهریور ۴۱ در زندان قزل قلعه بود. در این دوره با جوانان عضو نهضت آزادی همکاری داشت و با محمد حنیف نژاد (پایه گذار اصلی مجاهدین خلق) آشنا شد.

دفاع فارسی از قذافی

به گفته محمد مهدی جعفری، فارسی آن زمان با انتقاد از مشی نهضت آزادی روی مشی چریکی و مبارزه مسلحانه تاکید داشت. او ۱۵ مرداد ۱۳۴۹ برای بار دوم از ایران رفت و پس از یک ماه اقامت در بیروت راهی عراق می شود تا به نوشته رسول جعفریان در کتاب «جریان ها و سازمان های سیاسی و مذهبی ایران» وقتی فارسی به نجف رسید کتاب های «نهضت انبیاء»، «تکامل مبارزه ملی» و «حقوق بین الملل اسلامی» را تقدیم امام خمینی کرد و درباره دیدگاه های خود با امام صحبت کرد. پس از چند دیدار، امام از فارسی خواست تا کتاب «ولایت فقیه» را با اضافات خودش چاپ کند. (ص ۸۴۷)

اگرچه جلال الدین فارسی طی ۸ سال پیش از انقلاب یکی از محورهای فعالیت های انقلابی – اسلامی در لبنان و عراق بود اما به گفته جعفریان بیشتر به صورت انفرادی کار می کرد و با گروه امام موسی صدر و دکتر چمران روابط دوستانه ای نداشت. حعفریان درباره علت سردی روابط او با امام موسی و دکتر چمران می نویسد: «نگاه جلال به مسائل با نگاه امام موسی صدر که سیاسی تر و مصلحت اندیشانه تر بود، تفاوت داشت و همین امر او را از آن مجموعه جدا کرد. جلیل صرابی که تایید می کند زمانی در ایران آموزش های سیاسی را از جلال الدین فارسی گرفته است، می گوید: «از چمران درباره او [جلال] پرسیدم و [چمران] گفت: با ما روابط خوبی ندارد.»

بنابراین فارسی بیشتر از این که با امام موسی و دکتر چمران در ارتباط باشد با سازمان آزادی بخش فلسطین در ارتباط بود و پس از پیروزی انقلاب هم با یاسر عرفات به ایران بازگشت. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که اگرچه جلال الدین فارسی با سازمان های مسلح و چریکی روابط خوبی داشت ولی در حالت کلی نفوذ و تاثیر او در لبنان با نفوذ و تاثیر گسترده امام موسی صدر قابل قیاس نیست.

روابط امام موسی با شاه

یکی دیگر از ادعاهای جلال الدین فارسی در گفتگو با فارس این است که امام موسی روابط خوبی با شاه داشت. بنا بر خاطرات و روایت های مختلف اگرچه امام موسی صدر تقابل مستقیم با حکومت پهلوی را صلاح نمی دانسته، اما از این امر نمی توان قائل به روابط حسنه او با شاه شد و حتی از سال ۵۱ به بعد نظر شاه نسبت به امام موسی بدبینانه می شود.

دفاع فارسی از قذافی

جعفریان در این خصوص می نویسد: «در سال ۵۷ که صحبت اعدام مجاهدین بود، آقای موسی صدر به درخواست بعضی از دوستانش از جمله شهید بهشتی پذیرفت تا وساطت کند. در واقع تصور بر این بود که به خاطر موقعیت امام موسی صدر در لبنان برای ایران، شاه وساطت او را درباره مجاهدین خواهد پذیرفت که چنین نشد. گویا نظر شاه پس از این ماجرا نسبت به امام موسی صدر بدبینانه شده بود.» (ص ۵۷۷)

پرویز ثابتی (مسئول اداره کل سوم ساواک) هم در کتاب «در دامگه حادثه» درباره بدبینی شاه نسبت به امام موسی می گوید: «یکی از بستگان صدر به نام صدر عاملی، عضو سازمان مجاهدین خلق بود که در سال ۱۳۵۰ دستگیر شده بود. در آن سال موسی صدر در آخرین سفر خود به ایران با شاه ملاقات کرد و درخواست کمک مالی نمود که شاه با قسمتی از درخواست او موافقت کرد. با من نیز ملاقاتی داشت و در این ملاقات درخواست کرد به آزادی قوم و خویش او، صدرعاملی کمک کنم و من هم چون این شخص نقش مهمی در مجاهدین نداشت و تازه به آنها پیوسته بود، ترتیب آزادی وی را دادم… پس از بازگشت موسی صدر به لبنان، سرلشکر قدر، سفیر ما در بیروت، تلگراف ها و گزارشات متعددی برای شاه فرستاد که موسی صدر دشمن شاه و ایران است و نباید به وی کمک شود و تا آنجا که من اطلاع دارم، کمکی ارسال نشد. من هم از این که موسی صدر با ما صادق نبود، با منصور قدر هم عقیده بودم چون هدف های موسی صدر با سیاست های شاه در منطقه همخوانی نداشت.» (ص ۲۵۸ و ۲۵۹)

افتخار فارسی به داشتن ارتباط حسنه با قذافی

جنجالی ترین و عجیب ترین بخش گفته های جلال الدین فارسی جایی است که از بین امام موسی صدر و قذافی طرف قذافی را می گیرد و تلویحا از کشته شدن امام موسی هم دفاع می کند: «ایشان می گفت که ما باید با مسیحیان متحد شویم و یک آخوند به کلیسا برود و یک کشیش نیز در مسجد پیش نماز شود. وقتی چنین حرفی را زد باید علیه او قیام می شد. ایشان باید به خاطر این حرف کشته می شد اما ما دیدیم که ارزشی ندارد هر چند قذافی او را کشت. قذافی به نهضت های انقلابی و ضد استعماری کمک می کرد اما هر چه امام موسی صدر اقدام می کرد به او کمک نکرد. وقتی او را دعوت کردند، او به آنجا رفت. من آنجا مراوده و از همه جزییات اطلاع داشتم و در نهایت او را کشتند.»

دفاع فارسی از قذافی

و در ادامه با افتخار از روابط حسنه خود با قذافی دفاع می کند و می گوید: «قذافی یک مرد بزرگی بود و رابطه داشتن با او یک افتخار است. شما دیدید که چه کسانی قذافی را کشتند؛ همان نیروهای غربی و استعماری… مستکبران و مترفان اروپا و آمریکا همدست شدند و این کار را کردند. آقای صدر می خواست بگوید که قذافی بی دین است و او هم وی را کشت. شما اگر بودید چه کار می کردید.»

و نکته عجیب و جالب این است که بخشی از گفته های فارسی با ادعاهای پرویز ثابتی درباره چالش قذافی و امام موسی صدر همخوانی دارد. ثابتی در این خصوص می گوید: «موسی صدر مبلغ ۵۰ میلیون دلار از معمر قذافی کمک دریافت کرده بود که سازمان امل، عملیات نظامی در خاک اسراییل به عمل آورد ولی صدر و چمران کمترین عملیاتی علیه اسرائیل انجام نمی دادند. موقعی که قذافی در سال ۱۹۷۸ [شهریور ۱۳۵۷] به مناسبت دهمین سال کودتای لیبی او را به تریپولی [طرابلس] دعوت کرده بود، پس از یک برخورد بد، قذافی دستور داده بود که عوامل سازمان اطلاعات لیبی، از وی درباره چگونگی استفاده از این کمک بازجویی کنند. موسی صدر که […] در حین بازجویی عصبی شده و دچار سکته قلبی گشته و فوت می کند. قذافی مجبور می شود ۲ نفر از همراهان او را نیز از بین برده و ادعا کند که او و همراهانش با هواپیمای آلیتالیا به رم رفته اند. دلیل این که هنوز خانواده صدر امیدوارند که موسی صدر زنده باشد این است که پس از انقلاب، سید رضا صدر (برادر امام موسی صدر) در سوریه با حافظه اسد ملاقات کرده است و از وی خواسته درباره تعیین سرنوشت برادرش مداخله کند. اسد هم به او می گوید: معمر قذافی، میهماندار خوبی است و از برادرتان مراقبت می کند و به موقع آزاد خواهد کرد.» (ص ۲۵۹ و ۲۶۰)

دفاع فارسی از قذافی

جلال الدین فارسی در گفتگوی اخیر خود صراحتا از کشته شدن امام موسی صدر به دستور قذافی خبر می دهد در حالی که در کتاب خاطراتش با عنوان «زوایای تاریک» از مفقود شدن موسی صدر می گوید: «اطلاعات موثق مبتنی بر اسناد، گذرنامه ها و دفاتر دلالت بر این دارند که گذرنامه ها [موسی صدر و همراهانش] مهر خروج از طرابلس و ورود به رم را خورده و در یکی از هتل های رم ثبت نام شده اند. در عین حال هیچ یک از خدمه هواپیما و مسافرانش دو شخصیت روحانی و معمم – با لباس جالبی که بیننده فراموش نمی کند – را که حداقل یکی برای عده ای از آنان سرشناس است ندیده اند. صاحبان هتل و دفتردارش نیز مسافری را با لباس روحانیت شیعه و با قد بلند و چهره زیبا و نورانی و کم نظیر آقای صدر، مشاهده نکرده اند.» (ص ۳۹۸).

چند سال پیش مهدی فیروزان، داماد و خواهرزاده امام موسی صدر در گفتگو با مجله «شهروند امروز» درباره نفوذ قذافی در بین بخشی از نیروهای انقلابی می گوید: «عده ای از افراد موثر در اردوگاه آقای منتظری در سال های قبل از پیروزی انقلاب در اردوگاه قذافی فعالیت می کردند و تغذیه فکری، سیاسی، لجستیکی، معنوی و مادی می شدند و در مدرسه فکری و فلسفی نظام افراطی لیبی آموزش می دیدند. کسانی همچون شهید محمد منتظری، آقایان جلال الدین فارسی، ابوحنیف ابوشریف و … حتی در سطوح دیگر، مثل اولین نماینده رسمی ایران در لبنان آقای احمد موحدی. مشخصه اصلی این افراد همپیمانی با قذافی و مخالفت با امام صدر در لبنان است. وجه مشترک همه آنها تندروی و قانون شکنی و استفاده از زور (اسلحه) برای تحمیل تصمیمات شان و جوسازی افراطی و ترغیب طرف مقابل بود؛ دقیقا همان ویژگی های اخلاقی و رفتاری قذافی.»

او مشخصا درباره رابطه جلال الدین فارسی با قذافی می گوید: «جلال الدین فارسی به شهادت گفته ها و نوشته هایش در کتاب «زوایای تاریک» از یاران نزدیک و حامیان قذافی است. آنقدر نزدیک که از چگونگی و جزئیات ربودن امام صدر خبردار می شود و با افتخار از این که تنها ایرانی این قدر محرم به حاکمیت لیبی هستند یاد می کنند.»

فیروزان درباره اظهارات جدید فارسی هم گفته است: «از سال ۸۴ خیلی ها حتی برخی آمریکایی ها به دنبال این سوال بودند که آیا کسی از ایران در ربودن امام موسی صدر توسط قذافی نقش داشته است؟ که ما همواره آن را تکذیب کرده ایم اما این اظهارات آقای فارسی آن گمانه زنی ها را تقویت می کند.»

دفاع فارسی از قذافی

آخرین تصویر موجود از امام موسی صدر

فیروزان در مورد ادعای فارسی مبنی بر کشته شدن امام موسی صدر به دستور قذافی می گوید: «ایشان نه تنها حکم اعدام برای امام صدر برای ملاقات با مسیحیان می دهد بلکه قذافی را هم عامل آن معرفی می کند، در حالی که طبق اطلاعات مقامات امروز لیبیایی و مقامات لبنان و کمیته رسمی پیگیران لبنانی و طبق تفاهمنامه رسمی لبنان و لیبی و نیز اطلاعات و مواضع جمهوری اسلامی، امام موسی صدر زنده و در قید حیاتند. بنابراین برای جلوگیری از خلط مباحث و جلوگیری از خیانت تاریخی، دستگاه قضایی و دادستانی و اطلاعاتی خود دانند کهبا آقای فارسی و اظهارات شان چه کنند.»

هنوز مقامات رسمی قضایی، اطلاعاتی و وزارت خارجه درباره اظهارات تازه جلال الدین فارسی موضعی نگرفته اند و باید منتظر ماند و دید که دستگاه ها و مقامات رسمی ذی ربط چه واکنشی نشان خواهند داد.

منبع

دسته بندی ها: سبک زندگی

دیدگاه ها